تبليغاتX

JavaScript Codes و خداوند عشقمان! را آفرید...

پشت پرواز تب ثانیه ها جاری بود

یک پرنده قفسش ساعت دیواری بود

شب به انگیزه ی پایان خودش پاسخ داد

ماه در مزرعه مشغول سحر کاری بود

پشت هر ثانیه ای تازه نشستم که هنوز

دلم آماده ترین قسمت بیداری بود

ساعت از سبز گذشت و دلم از حوصله پر

سهم کو؟ کو؟ ی دلم خلوت اجباری بود؟

تیک تاک از نفس افتاد ودلم پر پر زد

باز هم لحظه شماری ...وچه تکراری بود

سیب در چشم تو آغاز شد ودست شدم

چیدن چند غزل_گریه که ناچاری بود

من به پروانگی بخت خودم شک کردم

آبی روسری ات روی پرم جاری بود

روسری آبی من! سر به هوا مثل درخت

خاک من تشنه ی آن لحظه که می باری بود

کاش می شد سفری تا شب چشمان شما

وشما پنجره ها پاسخ تان آری بود

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:54 توسط علي قدیریان |

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت
و هی این و آن  سرسری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت:
چرا این اتاق پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:
و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم
از این پس به جز او خدا کسی را نداری

اگر خوشتون اومد حتماً نظر بدید. اگر هم که نه پس هیچی!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 18:29 توسط علي قدیریان |

سوالات کنکور ۸۷ لو رفت!!! خواهشاً نظر یادتون نره.

 

-نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم،نئون...؟

الف)گازهای نجیب

ب)گازهای سر به زیر

ج)گازهای باوقار

د)کلا بچه های خوبی هستن

4-
کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد؟

الف)نیوتن

ب)کیلوگرم

ج)متر بر مجذور ثانیه

د)نیترات مس


5-
ماری کوری کاشف چه بود؟

الف)اورانیوم

ب)آلومینیوم

ج)آلمانیوم

د)لویی پاستور


6-
در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است؟

«بی وفایی،بی وفایی،دل من از غصه داغون شده...»

الف)ایهام

ب)صنعت نفت

ج)صنعت پتروشیمی

د)صنعت آبکش سازی


7-
شاعر قرن دوازدهم؟

الف)هاتف اصفهانی

ب)ابی اصفهانی

ج)اندی اصفهانی

د)سیاوش قمیشی اصفهانی


8-
فعل خوردن را صرف کنید؟

الف)چشم

ب)صرف شده

ج)میل ندارم

د)نوش جان

 
9-
یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک،تلسکوپ و میکروسکوپ هم به کار میرود؟

الف)عدسی

ب)کاچی

ج)فرنی

د)لوبیا با دوغ


10-
دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترونها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت؟

الف)تامسون

ب)واشنگتنی

ج)بمی

د)شهسواری


11-
شاخه ای از علم فیزیک؟


الف)مکانیک

ب)باطری سازی

ج)بوستر سازی

د)کمک فنر سازی


12-
نویسنده«منطق الطیر»کدام شاعر است؟

الف)عطار نیشابوری

ب)نجار نیشابوری

ج)سمسار نیشابوری

د)کوپن فروش نیشابوری


12
+1-یکی از اشکال ماده؟

الف)گاز

ب)یخچال

ج)بخاری

د)ماشین ظرف شویی


14-
نام دیگر اسید فرومیک؟

الف)جوهر مورچه

ب)جوهر مورچه خوار

ج)جوهر پلنگ صورتی

د)جوهر تام و جری

 
15-
نام گازهای سرد کننده یخچالهای قدیمی؟

الف)فرعون(فرئون)

ب)نمرود

ج)ابرهه

د)خسروپرویز

 

تستهای فرهنگی هنری

1-هنرپیشه معروف سینما کیست؟

الف)محمد رضا گلزار

ب)محمد رضا علفزار

ج)محمد رضا گندمزار

د)محمد رضا دشت


2-هنرپیشه مرحوم سینما؟

الف)رضا ژیان

ب)رضا ماکسیما

ج)رضا فولکس

د)رضا خاور


3-هنرپیشه مرحوم فیلم ممل امریکایی؟

الف)نعمت ا...گرجی

ب)نعمت ا... ساقه طلایی

ج)نعمت ا... شیرین عسل

د)نعمت ا...مینو


4-هنرپیشه زن معروف سینما؟

الف)هدیه تهرانی

ب)کادوی تهرانی

ج)چشم روشنی تهرانی

د)قابل نداره تهرانی

 
5-بازیگر چشم قشنگ سینما و تلویزیون؟

الف)پارسا پیروزفر

ب)فارسا فیروزپر

ج)پارسا پیروزپر

د)فارسا فیروزفر


6-یکی از آهنگهای منصور؟

الف)دیوونه

ب)خل

ج)منگل

د)خبر ندارم!

 
7-خشایار اعتمادی به چه سبکی میخونه؟

الف)پاپ

ب)اسقف

ج)راهبه

د)موبد

 
تست های ورزشی


1-مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟

الف)علی پروین

ب)علی شهین

ج)علی مهین

د)علی دنبه


2-کشتی گیر گردن کلفت ایران؟

الف)عباس جدیدی

ب)عباس قدیمی

ج)عباس نیو

د)عباس آپ تو دیت


3-تیم فوتبال آبادانی؟

الف)نفت آبادان

ب)بنزین آبادان

ج)گازوئیل آبادان

د)استقلال اهواز


4-باشگاه انگلیسی؟

الف)میدلزبرو

ب)میدلزبیا

ج)میدلزبودی حالا

د)میدلز پاشو برو گمشو

 
5-بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ؟

الف)حسن صالح حمیدزیچ

ب)حمید صالح حسنزیچ

ج)حسن حمید صالحزیچ

د)بابا چند نفر به یه نفر؟؟؟


6-دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه؟

الف)دیوید سیمن

ب)دیوید سیمثقال

ج)دیوید سیگرم

د)دیوید سیتن


7-مهاجم سالهای دور منچستر یونایتد؟

الف)اندی کول

ب)اندی سرشونه

ج)اندی ساق پا

د)اندی مرسی هیکل


8-مهاجم تیم ملی هلند و آرسنال؟

الف)دنیس برگکمپ

ب)دنیس اروین

ج)دنیس وایز

د)دنیس تریکو

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 20:39 توسط علي قدیریان |

سلام به همه دوستان عزيز و گرامي!

اگر مي خواهيد براي خود جي ميل بسازيد. ايميل و نام خود را در قسمت نظرات بنويسيد تا در اسرع وقت براي شما ارسال شود. متشكر

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 18:38 توسط علي قدیریان |

اگر دروغ  رنگ داشت هر نور شاید

ده ها رنگین کمان از دهن ها نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

و من با دستانی که زخم خورده توست

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

دكتر علي شريعتي


+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:40 توسط علي قدیریان |

الهي اي تو نور خانه دل.....انيس و مونس و كاشانه دل
الهي اي غمت سوداي جانم....بمن رحمي كه يا رب ناتوانم
چه باشد اي پناه بي پناهان....بشوئي از كتاب من گناهان
چه باشد اي اميد بي نوايان....بگيري دستي از خيل گدايان
چه باشد اي تو آواي دل من....غم عشقت نمائي حاصل من
چه باشد اي چراغ روشن عشق....مرا راهي دهي در گلشن عشق
چه باشد اي صفاي شام عاشق....بر اري از محبت كام عاشق
چه باشد اي اميد نا اميدان....شفا بخشي تو درد دردمندان
تجلي كن كه دل جاي تو گردد....امورم جمله هم رأي تو گردد
دل از هجران تو طوفان گرفته....غمت از اين فتاده جان گرفته
مرا اي مونس و هم جان و هم هوش....بقيد بندگي كن حلقه در گوش
كه من جان در ره عشق تو دارم....بود اميد در راهت سپارم
اگر شب ناله و افغان برآرم.....من اين افغان ز جان خودبرآرم
ببين مسكين ز هجرت اشك ريزان....تو يارب قلبش از عشقت بسوزان
برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان
+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:42 توسط علي قدیریان |

لطفا پس از شنیدن صدای بوق و پیام های زیر پیغام بگذارید

پيغام گير حافظ

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !

پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

پیغام گیر فردوسی :

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب

پیغام گیر خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!

پیغام گیر منوچهری :

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!

پیغام گیر مولانا :

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم  شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!

پیغام گیر بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!

 
وپیغام گیر نیما :

چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت  چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش  

پیغام گیر شاملو :

بر آبگینه ای از  جیوه  ء سکوت
سنگواره ای از  دستان  آدمی
تا آتشی و  چرخی که آفرید
تا  کلید واژه ای  از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است

پیغام گیر سایه :

ای صدا و سخن توست  سرآغاز جهان
              دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
         به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز  کتمان


پیغام گیر فروغ :

نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
 
و اما پیغام شما...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 0:44 توسط علي قدیریان |

با مرغ پنهان

 
حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی!
 
 
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
 
در کجا هستی نهان
 ای مرغ!
 
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخه های شوق؟
می پری از روی سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال و پر؟

 
هر کجا هستی ،
 بگو با من
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن
 
آفتابی شو!
 
رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا
 
                «سهراب سپهری»
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:19 توسط علي قدیریان |

نان را از من بگير ، اگر ميخواهي ،
هوا را از من بگير ، اما
خنده ات را نه .

گل سرخ را از من بگير
سوسني را كه ميكاري ،
آبي را كه به ناگاه
در شادي تو سرريز ميكند ،
موجي ناگهاني از نقره را
كه در تو ميزايد .

از پس نبردي سخت باز ميگردم
با چشماني خسته
كه دنيا را ديده است
بي هيچ دگرگوني ،
اما خنده ات را كه رها ميشود
و پرواز كنان در آسمان مرا ميجويد
تمامي درهاي زندگي را
به رويم ميگشايد .

عشق من ، خنده تو
در تاريك ترين لحظه ها ميشكفد
و اگر ديدي ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خيابان جاري ست ،
بخند ، زيرا خنده تو
براي دستان من
شمشيري است آخته .

خنده تو ، در پاييز
در كنار دريا
موج كف آلوده اش را
بايد برفرازد ،
و در بهاران ، عشق من ،
خنده ات را ميخواهم
چون گلي كه در انتظارش بودم ،
گل آبي ، گل سرخ
كشورم كه مرا ميخواند .

بخند بر شب
بر روز ،
 بر ماه ،
بخند بر پيچاپيچ
خيابان هاي جزيره ، بر اين پسر بچه كمرو
كه دوستت دارد ،
اما آنگاه كه چشم ميگشايم و ميبندم ،
آنگاه كه پاهايم ميروند و باز ميگردند ،
نان را ،
 هوا را ،
روشني را ،
 بهار را ،
از من بگير
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم ...
 

(پابلو نرودا )
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:26 توسط علي قدیریان |

زندگي را دوست دارم به شرط آنکه : (ز) آن زندان نباشد (ن) آن ندامت
نباشد (د) آن درماندگي نباشد (گ) آن گورستان نباشد (ي) آن ياس نباشد
دوستي يک حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم
نگو بار گران بوديم و رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم آخه اينها دليل
محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم
•      براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي
هزارمين بار به دروغ گفتم : نه ! هيچوقت ... تا مبادا دلش بشکنه
•      کاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است... شايد ديگر چشم
براهم نمي گذاشتي
•      غروب شد، خورشيد رفت آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت ناگهان
ستاره چشمک زد آفتابگردان سرش را پائين انداخت... گل ها هرگز خيانت نمي
کنند
•       آنگاهکه بادستانت واژه عشق را برقلبم نوشتي سواد نداشتم ، اما
به دستنانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد
ندارم
•      عشق مثل آب مي مونه مي توني توي دستات قايمش کني اما آخرش
دستاتو باز مي کني مي بيني نيست. قطره قطره چکه مي کنه و بدون اينکه
بفهمي مي بيني دستت پر از خاطره هاست

+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 20:51 توسط علي قدیریان |